أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
مقدمهء كتاب 40
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
من جصّص دارا و كنّسها كمن بناها » ناصر الدّين كرمانى آن را چنين ترجمه كرده ( ص 8 درّة الاخبار س 20 ) : « و گفت : هر كه عملى و صناعتى را وضع كند چون بانى سرائى باشد و شارح و مفسّر آن به مثل كسى كه تطيين بام و تجصيص ديوار نمايد و هرگز معمار و نقّاش چون مهندس و بانى نباشد » . قدردانى و سپاسگزارى از زحمات مصنف رضوان اللّه عليه از بيانات گذشته توهّم نشود كه مراد آنست كه مصنّف ( ره ) در تأليف اين تفسير چندان زحمتى نكشيده است زيرا امور نسبى است و مقصود آنست كه رنج ابتكار بيشتر از رنج اختصار و زحمت تلفيق كمتر از زحمت تحقيق است و اگر نه مصنّف ( ره ) خدمت بسيار برجستهء را نسبت بكتاب شريف آسمانى انجام داده و حقّ مهمّ غير قابل انكارى بر اهل اسلام و جامعهء مسلمين اثبات نموده است فجزاه اللّه عن الاسلام و أهله خير الجزاء . [ تلخيص و اختصار واقعى امر مشكلى است ] مخصوصا با توجّه به اين كه از عهدهء تلخيص و اختصار به خوبى برآمده و چنان كه شايد و بايد اين خدمت را انجام داده است توضيح آنكه تلخيص و اختصار امرى بسيار مشكل و كارى بس شگرف است و در واقع نوعى از انواع نقل بمعنى است با تقيّد بقيد قلّت عبارت ، و نظر بصعوبت و اشكال اين امر است كه جماعتى از علماى اسلام نقل بمعنى را در احاديث و روايات مطلقا جايز ندانستهاند و كسانى هم كه جائز شمردهاند مشروط بشروطى كردهاند كه تحمّل و رعايت آن را اقلّ قليل از مردم مىتوانند نمود [ نهى ياقوت از تلخيص و اختصار ] حتّى بعضى ارباب نظر و اصحاب تحقيق تلخيص و اختصار را مطلقا مكروه و ناروا ميدارند و زشت و ناپسند ميشمارند مثلا ياقوت در مقدّمهء معجم البلدان گفته : « و لقد التمس منّى الطّلاب اختصار هذا الكتاب مرارا فأبيت ؛ و لم أجد لى على قصر هممهم اولياء و لا انصارا فما انقدت لهم و لا ارعويت ، ولى على ناقل هذا الكتاب و المستفيد منه ان لا يضيع نصبى ؛ و نصب نفسى له و تعبى ، بتبديد ما جمعت ؛ و تشتيت ما لفّقت ، و تفريق ملتئم محاسنه ؛ و نفى كلّ علق نفيس عن معادنه و مكامنه ، باقتضابه و اختصاره ، و تعطيل جيده من حليّه و أنواره ، و غصبه اعلان فضله و اسراره ، فربّ راغب